ابو القاسم راز شيرازى

215

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

پشم ، و آنچه مىيافت از « مباحات لباس » « 106 » . و تختّم « 107 » مىفرمود به « خاتم فضّه » « 108 » در انگشت خنصر « 109 » و گاهى در انگشت كوچك دست چپ . و گاهى كه سوار مىشد ، عبد خود يا غير را رديف سوار مىنمود ؛ و گاهى سوار مىشد بر اسب ، و گاهى بر « بغلهء شهباء » « 110 » ، و گاهى بر حمار « 111 » ، و گاهى پياده مىرفت ، و گاهى پابرهنه ، و گاهى بدون رداء و عمامه و عرقچين . و عيادت مىفرمود مرضى را در اقصاى شهر « مدينه » . و دوست مىداشت بوى خوش را ، و كره داشت از رايحهء بد . و مجالست مىفرمود مساكين و فقرا را ، و اكل مىداشت با ايشان . و گرامى مىداشت اهل فضل و اخلاق را ، و الفت مىگرفت با اهل شرف به نكويى با ايشان . و صلهء ارحام به عمل مىآورد بدون اختيار كردن ايشان را بر كسى كه افضل از ايشان است . و جفا نمىفرمود احدى را . و قبول مىفرمود عذر كسى كه معذرت مىخواست از او . غلامان و كنيزان داشت كه رفعت نمىجست بر ايشان در مأكول و ملبوس « 112 » . و آن حضرت امّى بود كه نخوانده بود كتابى و نه نوشته بود ، و نشو و نماى آن حضرت در بلاد جهّال و صحارى [ بود ] در فقر و چرانيدن گوسفندان . و بود يتيمى بىپدر و مادر ؛ پس تعليم فرمود حقّ تعالى او را جميع محاسن اخلاق و طرق حميده و اخبار اوّلين و آخرين و آنچه در آن ، نجات و رستگارى است . و

--> ( 106 ) - لباس‌هاى حلال ( 107 ) - انگشترى به دست كردن ( 108 ) - انگشتر نقره ( 109 ) - انگشت كوچك ، انگشت ميانه ؛ در اينجا معنى دوم مراد است . ( 110 ) - استر سفيد و سياه كه سفيدى آن ، غالب باشد . ( 111 ) - الاغ ( 112 ) - پوشيدنى